![]() |
![]() |
|
| تنهایی , حسرت ، عشق گمشده |
|
همچنان در اتشی که به پاست می سوزم
اتشی که من شعله های ان را افروختم یا دیگری چه می دانم فقط می سوزم - نشسته ام و ذره ذره اب شدنم را تماشا می کنم - گاهی دست و پا می زنم گاهی بی خیال - این پایان است یااغاز - این درد است دردی از درون این چه امتحانیست خدایا - دیگر طاقتم طاق شده چگونه می توانم با رضایت خودت از این دنیا انصراف دهم از حسودان ، بخیلان ، کسانی که چشم دیدن منو ندارن بدم می اد همچنان می سوزم در این اتش
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391ساعت 1:17 توسط هیچکس |
|
|
خدایا این چه امتحانیست
خدایا این تقاص کدامین گناست خدایا چرا من خدایا ببخشم چرا به ارامش نمی رسم چرا اینگونه در عذابم چرا اینگونه می سوزم چرا شعله های جهنمت هم اکنون منو در بر گرفته چرا اینگونه اتیشم - فقط مرگ می تواند منو به ارامش برسونه فقط مرگ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391ساعت 2:46 توسط هیچکس |
|
|
کاش می توانستم مثل کودکی گریه کنم و فریاد بزنم خسته شدم
داد بزنم اشک بریزم نفسم در سینه حبس شده در درون اه می کشم اه ای خدا کمک کن |
|
+ نوشته شده در
شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 0:5 توسط هیچکس |
|
|
همه چیز را یاد گرفته ام! ... یاد گرفته ام که چگونه بی صدا بگریم ... یاد گرفته ام که هق هق گریه هایم را با بالشم ..بی صدا کنم ... تو نگرانم نشو !! همه چيز را یاد گرفته ام ! یاد گرفته ام چگونه با تو باشم بی آنکه تو باشی ! یاد گرفته ام ....نفس بکشم بدون تو......و به یاد تو ! یاد گرفته ام که چگونه نبودنت را با رویای با تو بودن... و جای خالی ات را با خاطرات با تو بودن پر کنم ! تو نگرانم نشو !! همه چيز را یاد گرفته ام یاد گرفته ام که بی تو بخندم..... یاد گرفته ام بی تو گریه کنم...و بدون شانه هایت....! یاد گرفته ام ...که دیگر عاشق نشوم به غیر تو ! یاد گرفته ام که دیگر دل به کسی نبندم .... و مهمتر از همه یاد گرفتم که با یادت زنده باشم و زندگی کنم ! اما هنوز یک چیز هست ...که یاد نگر فته ام .. که چگونه.....!
تو نگرانم نشو !!
برچسبها: یاد گرفتم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391ساعت 20:51 توسط هیچکس |
|
![]() اره اشک منو در اوردی اری منو به زانو در اوردی ، من باختم - من شکست خوردم من زمین خوردم - چرا؟؟؟ داغونم در حد لالیگا در حد هرچی بزرگیه در حد هرچی کوچکیه اه آهی از ته دل از روی دلسردی از روی خستگی از روی در ماندگی ای دنیا - ای ادما من کم اوردم
برچسبها: دلتنگی |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391ساعت 20:45 توسط هیچکس |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم فروردین 1391ساعت 13:31 توسط هیچکس |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه چهارم فروردین 1391ساعت 1:46 توسط هیچکس |
|
|
از خودم متنفر می شم از این روزمرگی که دچارش شدم
از این زندگی - گاهی دچار عادت پر گویی و یا چرت پرت گویی گاهی منفی منفی گاهی مثبت مثبت |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390ساعت 21:1 توسط هیچکس |
|
|
29 ساله شدم
هدیه روز تولدم ضد حالاش : خط افتادن رو ماشینم گم شدن فلشم خوباش : تبریک ساعت 12 عزیزم - اس ام اس از طرف نمایندگی سایپا ایرانخودرو کادو خریدن مهرداد و .... در کل خدا رو شکر
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پانزدهم اسفند 1390ساعت 20:38 توسط هیچکس |
|
|
عـــزیزم فازِ تفکر نگیر فقط بخون و برو
وقتی مدت زمان بین ِ پُــستام کــم میشه یـــــــعنی . . . اوضاع اصلا خوب نیس یعنی تو مرزِ ترکیدنم ... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهارم اسفند 1390ساعت 18:41 توسط هیچکس |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من از خدا خواستم،نغمه های عشق مرا به گوشت- برساند تا لبخند مرا -هرگز فراموش نكنی و
ببینی كه سایه ام به- دنبالت است تا هرگز - نپنداری تنهایی. ولی اكنون تو رفته ای ،من هم خواهم رفت- فرق رفتن تو با من این - است كه من شاهد رفتن تو هستم... |
| پیوندهای روزانه |
|
گالری عکسهای زیبا آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
مناسبت ها عاشقانه ها روزهای دلتنگی من طالع بینی های من مطالب جالب |
| برچسبها |
|
دلتنگی (1) مرگ (1) یاد گرفتم (1) |
|
RSS
|